پریشادخت ِ آزاده ُ ایران زمین میلادت فرخنده باد در این سیاهی آزاده کُش
سلامت را تمام نکرده ،
پژمردی
تنها ۵ انار
از دستانت چیده بودم
که رنگ ِ خاک و قاب گرفتی
نیمی از جدول ِ خاک را
حل نکرده بودی
که آسمان؛ تو را بوسید
بید ِ حیات ِ خانه تان
در جنون ِ گیسوانت ،
روزی ،
یک برگ ِ زرد میشود
شمعدانی ِ باغچه ات ،
که روزی
آن را به بیمارستان برده بودی
در ماتم ِ شاپرکی که از نگاه ِ تو پر زد ،
تمام ِ گلبرگهایش را گریست
و هجرت ِ چشمان ِ شرقی ات
شب را
بر من و شعرهایم ،
نشاند
باز نخواهی گشت
غبار ِ روی ِ سنگ ِ قبرت این را میگوید
شبنم...
( با احترام تقدیم به مونا)
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم دی ۱۳۸۸ ساعت ۹:۳۲ ب.ظ توسط شبنم
|
پرواز را به خاطر بسپار