دل بردی از من به یغما!
بــاز آشــوبی به کــارم کـــرده عشق
همچو رگهــای سه تارم کرده عشق
خیــــز و بـا رگهـــای مـن تــاری بزن
زخـمه بــر زخـم جـگــــر خــواری بزن
بازجــویــم گمشـــدن هـای خــودم
"مـژده ای دل باز هم عاشــق شدم"
مست گشتم ,چرخ خوردم , کف زدم
نـو شدم , برخواستـــــم , بر دف زدم
آه ای دف هـا مـــــرا یـــاری کــنید
دل ز دستــم میــــرود کــاری کــنید
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر ۱۳۸۸ ساعت ۷:۵۰ ب.ظ توسط شبنم
|
پرواز را به خاطر بسپار